درد و دلهای یک رزمنده ی سابق
درد و دلهای یک رزمنده ی سابق:
اول هفته دفاع مقد بر همه ی هموطنان عزیز مبارک
رزمنده چه عرض کنم - جزو شرمندگان بودیم و حالا هم شرمنده ی همه شهداء. در سال 64 مشغول تحصیل بودیم - بعلت شرکت مداوم در جبهه ترک تحصیل کردیم - و فکر می کردیم آنروز دفاع از دین و میهن واجب تر بود - بعد هم بر اثر موج انفجار شدید - هردوگوشهایم شنوائی خود را از دست دادند - و شدیم مثلا جانباز - ولی نرفتم دنبال پرونده سازی - چون هنوز داغ بودیم و چیزی حالیمون نبود-- تا اینکه سال 84 بطور کامل کرشدیم - یعنی بدون سمعک صدای خودمان را هم نمی شنیدیم-ماهم - در شرکت کارمی کردیم - دو عدد سمعک خودم از جیب مبارکم خریدم - دیدم نه بابا اگه قرار باشه خودم سمعک و باطری اش را هرچند وقت بخرم - تموم حقوقم باید بره و خانواده هم می مونند معطل - لذا با فشار خوانواده و دوستان - پرونده ام را از بایگانی لشکر سپاه در آوردم - مارو کشتن و زنده کردند -25% تائید کردند - فقط فعلا هزینه سمعک و باطری را می دهند - یک ریال اگه حقوق بگیرم از بنیاد از گوشت سگ هم نجس تر باشه - نمیدونم چرا این حرفها را دارم برای شما تعریف میکنم؟برای گوش کردن - اخبار و شنیدن صدای فیلم - و ارتباط با دیگران مشکل زیادی دارم - لذا متخصصان برایم دو عدد سمعک بسیار قوی و پیشرفته نوشته اند - البته با یک نوع دستگاه جانبی - چقدر هزینه اش میشه؟۶میلیون و 500هزار تومان ناقابل - رفتم بنیاد و گفتند ما فقط 1میلیون 800 هزار تومان را می دهیم - البته اگه از زمانی که سعمک قبلی را دریافت کردی 4 یا ۵ سالی گذشته باشد - البته سمعک قبلی فقط یکسال گذشته است!
یعنی برو پیش حسن کلید ساز شاید با کلیدش مشکل ترو هم بازکنه...
توجه توجه : اگر خدای ناکرده یک مسئولی این نوشته ی یک رزمنده ی سابق را ملاحظه کرده و جگرش سوخته - و خواست قدمی برداره - حتما مارا در جریان امر قرار بدهد تا دو دستی آدرس و مشخصات این رزمنده ی سابق و جانباز را در اختیارش قرار دهیم.

بنام خدای عاشق: