حادثه

بیا ببین که مرگ هم حریف ما نمی شود

ببین که قامت من از حادثه تا نمی شود

تو نیستی خدای من ، من و تو هر دو بنده ایم

فریب سروری مخور ، بنده ، خدا نمی شود

هزار تیر حادثه کمین گرفته در کمان

ولی اگر نخواهد او یکی رها نمی شود

وعده ی خوشبختی من ، به خواب مانده تا ابد

گناه زنده بودنم که بی جزا نمی شود

همیشه مرگ قصه ها مرثیه ساز قصه نیست

زوال این همه صدا که بی صدا نمی شود

                            ****

 

اي به زمين بر، به فلك نازنين

نازكش ات هم فلك و هم زمين

***